دویست و یک

یه بار ما فال حافظ گرفتیم و نتونستیم تعبیرش کنیم
یه باسواد تو اهالی بلاگستان نبود ...
بی خیال

روزها می گذرد
شب ها نیز

هیچ چیز مثل خوردن بستنی لیسی ( همون قیفی سابق ) زیر برف نمی چسبه

از بیکاری برا خودم کلی کار ردیف کردم
حالا همش مونده و بازم حوصله انجام کارا رو ندارم
یه نفر می خوام با خط کش وایسه بالا سرم و مجبورم کنه طبق برنامه کار کنم

زندگی منشوریست در حرکت دوار
با رنگهای دلفریبش
یه هو یاد هانیکو افتادم
کاش منم ژاپنی بودم

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

دویست و بیست و نه

قسمت